-
عجیب
شنبه 1 اردیبهشت 1403 13:24
واقعااا برام عجییه هر وقت حالم خوب نبوده و چیزی نوشتم،بازدیدش خیلی بیشتر از متن هایی بوده که تو حال خوب با حال خوش نوشتم...! واقعاااااا عجیبه.... انگار کلا همه ما تمایل مون به یاس نه تنها تو زندگی خودمون بلکه در ارتباط با دیگران هم بیشتره....... کاش یادبگیریم که اینقدر به غم بها ندیم نه غم خودمون و نه غم دیگران ونه...
-
امشب
شنبه 1 اردیبهشت 1403 01:41
امسب از اون شب هاست که بی دلیل نگرانم،شب هایی که دلشوره های پیاپی هر آن ممکنه که از پا درم بیاره،واقعا دلیلش رو نمیدونم و غیر ممکنه مه به امتحان فردا مرتبط باشه چون کامل بهش مسلطم... دلم میخواد گریه کنم اونم بی دلیل... این مدت خیلی کم از یاس و نا امیدی نوشتم و خیلی زیاد لدت بردم از لحظه هام ولی خب اضطراب واقعا داره...
-
تنهایی
جمعه 31 فروردین 1403 18:15
دلم تنهایی میخواد تنها باشم و تنها کسی دورم نباشه کسی ازم نپرسه،کسی رو مغزم نره کلا حوصله ادما روندارم همشون رو مخم هستن،همشون!!!!!! کلا خیلی عجیبه همه چی من واقعا تو تمام روابطم به شدت محتاطم اون وقت وقتی به یکی رومیدم هوا برش میداره به یکی رونمیدم و باهاش کاری ندارم خودش که اصرار به شروعرابطه داشته یهو میره...
-
تکرار مکررات
چهارشنبه 29 فروردین 1403 22:28
هر روز تکراری تر از دیروز انکار دوباره بدنم نیاز به دریافت دز سرم تقویتی ماهانه ش داره اینقدر که خستم
-
تفاوت ها
چهارشنبه 29 فروردین 1403 22:25
زمستان سرد است، تابستان گرم زمستان سپید است، تابستان سبز درخت در زمستان لخت است، در تابستان پوشیده از برگ زمین در زمستان برف است، در تابستان برگ اماااااا در هردو آرامش است در زمستان زندگیست در تابستان نیز زندگیست زندگی زمستان و تابستان دارد و زمستان و تابستان نیز زندگی کردن دارند پ.ن:پیدا شده از سیومسیج تلگرام برای...
-
سکوت
چهارشنبه 29 فروردین 1403 00:02
فقط واسه اینکه واسه بعد بمونه خستم و دلم میخواد همه جا سکوت کنم ولی حیف که نمیشه...! گویا تو اوج سکوت باید داد زد:)
-
وصف
دوشنبه 27 فروردین 1403 23:31
همه چی خیلی خوب بود تا ... . تا دو سه ساعت پیش همه چی خوب بود،کلی وبلاگ جدید که هر کدوم راوی داستان های متعددی هستن پیدا کردم،چون فردا امتحان نداشتم بیشتر استراحت کردم و بیشتر خوابیدم! ولی یه دفعه نفهمیدم چی شد که باز اعصابم خردشد از حرفای م دوبا ه حرفایی که میدونم از رو دلسوزی بوده شد سوهان روحم مدتها بود گریه نکرده...
-
ثروتمندان پوشالی،فقیران خوش لباس
شنبه 25 فروردین 1403 23:50
چه روزهای عجیبی را در حال سپرکردن هستیم؛همه ما! دور و برم را نگاه میکنم پر است از آدمهایی که در خانه خودشان،دنبال سوئیچ ماشین نسبتا مدل بالای خود میگردند،لباس های رنگارنگشان را از کلوزت خارج میکنند و با کمی تامل تصمیم میگیرند که کدام کت طوسی را بپوشند تا بیشتر به استایل شان بیاید و در عین حال با هوای بیرون هم همخوانی...
-
من هفده ساله نخواهم شد
جمعه 24 فروردین 1403 23:04
قلمم را برای نوشتن حال و اوصاف این روزها به دست میگیرم؛تا به قول معروف با یک تیر دو نشان بزنیم،هم حالا کمی از تورم و زیادت افکار پراکنده و گاها فقط شلوغ و پر سر و صدای ذهنم خلاص شوم و هم برای اینده وصف این روزگاران را به یادگار بگذارم. این روز ها بیش از هر روز دیگری به این لحظه و حال و آینده فکر میکنم،این روزها به...
-
ایونت فلسفی
سهشنبه 21 فروردین 1403 16:28
مدتیه دنبال ایونت های فلسفی هستم،اگر حضوری و سمت انقلاب باشد که دیگر مراد دل است! اگر میشناسید لطفا اگر میشه توی قسمت نظرات همین پست بهم اطلاع بدین. اگر هم کسی مشتاق بحث فلسفی و روزمره و صحبتهایی که اندکی روح را تازه کند هست یا کسی رو میشناسید هم لطفا همین جا اعلام کنید تا توی تلگرام یا هر بستر مشابهی صحبت کنیم.....
-
گاهی شعر
دوشنبه 20 فروردین 1403 14:32
کجای زندگی ام؟ به قول داریوش کشاورز با کمی تلخیص: شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟ سالها گیرکسی باشی و قسمت نشود؟ شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟ -آره شده؛غرق خودم شدم و جهان را فراموش کردم... غرورم له شد به غلط ترین حالت ممکن...! پ.ن:فرصت بشه امشب یا فردا تکه شدن روح و غرورم رو...
-
پیدا کردن
یکشنبه 19 فروردین 1403 23:06
امروز حین درس خواندنم موبایلم خاموش بود و داخل کمد و در فاصله ی زیاد!تمرکزم خیلی بیشتر از قبل بود و به گمانم مفید تر بود کارهای اضافه ی زیادی هم انجام دادم جدای اینکه کار هام هم زودتر تمام شد! امروز دبیر ادبیات و حرف هایش در مورد نوشته هایم راجه به فلسفه زندگی حسابی درگیرم کرده بود اینکه واقعا میترسم که کسی نوشته هایم...
-
سیاست
یکشنبه 19 فروردین 1403 22:55
سیاست کثیف نظام سرمایه داری مردمان در هند برایم عجیب تر بود وهمچنان شست و شوی مغزی عجیب شان در آیین هندو! آنان گمان میکنند فقرشان ناشی از گناه زندگی پیش و رنجش تن شان به جهت تناسخ روح خطا کارشان در زندگی قبل به جسم امروزشان است. آنقدر این مطلب برای شان پذیرفته شده ست که بسیاری از انان برای بهتر شدن تلاشی نمیکنند و...
-
اعتقاد
یکشنبه 19 فروردین 1403 22:37
درست در همین روزها که اغلب ما جرئت بیان عقیده ی راستین خود را نداریم و میترسیم که مبادا اظهار نظرمان به قیمت جانمان یا سپید شد موی عزیزانم در نگرانی و دوری تمام شود در گوشه ای از این دنیا مردمانی با ادیانی که گاها بسیاری حتی اسمش را همنشنیده ایم در کنار هم با صلح در حال زندگی هستند! مردمانی از تیره...
-
سفر
یکشنبه 19 فروردین 1403 22:23
عید امسال عیدی جالب و سرشار از تجربه بود! تجربه هایی خوش و زیبا یکی دو روز مانده به سال تحویل به سمت شمال روانه شدیم و سال را در وطن تحویل کردیم! پس از ان هم چند روزی درگیر دید و بازدید بودیم و به کل میتوان گفت که خوش گذشت یا اگر خوش نبود اقلا بدهم نبود هرچند چون باید ۶م برمیگشتیم بسیاری از جاها را نرفتیم اما همه...
-
عجیب
یکشنبه 19 فروردین 1403 16:45
چقدر این روزها کم مینویسم! اگر بگویم وقت نیست دروغ است و اگر بگویم وقت هست هم چندان درست نیست،راستش موضوع از این قرار است که در ایام عید بسیار درگیر دید و بازدید و سفر بودم و فرصتش نبود این چند روزهم بسیار شلوغ و پرکارم اما اگر امشب زود کارهایم تمام شود و طبق برنامه باشد بی شک چندین مطلب طولانی خواهم نوشت ولی عجیب تر...
-
عشق
پنجشنبه 9 فروردین 1403 23:46
-
انتظار
چهارشنبه 1 فروردین 1403 18:58
اولین شعر ۱۴۰۳: میشه برام می بریزی پیمانه را پر بکنی خون در رگهام بیاوری روح در جانم بیفکنی کی هجران به سر آید نگار خوش من رسد بهار سبز رسد از کوی باد صبا وزد ز دور کی میایی عزیز من کی میرسی رفیق من جان من و جانان من دل در طلب روی توست صبر میکنم تا دیدنت تا پر گشودن بال تو "پرواز"
-
عمری که گذشت
چهارشنبه 1 فروردین 1403 15:57
دیشب حوالی۲۰ دقیقه ی بامداد شروع کردم به نوشتن یک سال و احوالاتم... حس و حال عجیبی بود و بسی دلنشین،و انطور که نوشتم در کاغذ پاره ها،این چنین است که زندگی بیش از خوش گذشتن ان است که یاد بگیریم در لحظه باشیم و بدانیم زندگی صرفا خوب بودن نیست بلکه لذت بردن از تمام لحظات حتی غم است... به امید سالی دوچندان زیباتر از ۱۴۰۲...
-
نوروز
چهارشنبه 1 فروردین 1403 15:53
بار دگر شکوفه ها شکفتند و فرصت طراوت و شادابی برای احساس تمام لحظه های خوب و بد به ما داده شد...! باشد که امسال در کنار تمام سختی هایش خوش باشد.
-
دوست قدیمی
شنبه 26 اسفند 1402 20:54
بعد از ۵-۶ ماه دوست قدیمی ۹-۱۰ ساله م رو دیدم،کادوتولدی که از شهریور برایم گرفته بود امروز بختش باز شد تا تحویل بگیرمش،از سالهای قبل حرف زدیم و گذران وقت کردیم و حوالی۲-۳ساعتی در کنار هم وقت گذراندیم بی شک این هم یکیاز بهترین ها بود،دلتنگ روزهای قبلی که سالیان پیش در یک مدرسه بودیم شدم،حتی دلتنگ رفتارهای کودکانه...
-
روزگار غریب
شنبه 26 اسفند 1402 20:52
قطعه ی روزگار غریب علیرضا قربانی عجیب اتش به دلم میزند،نمیدانم علتش چیست که معلولش این چنین است اما هرچه که هست عجیب ارام میکند روحم را...! دیشب در سالن کنسرت لحظه ی همخوانی با این قطعه گویی در دنیای دیگری بودم..! بی شک دیشب یکی از بهترین شبها بود برایم،حتی صبحش هم با حس وحال بهتری شد...
-
تمام
پنجشنبه 24 اسفند 1402 13:59
امروز اخرین روز تحصیلی ۱۴۰۲ بود اخرین روز مدرسه هرچند که من دوباره مریض شدم و صبح فقط برای امتحان به مدرسه رفتم... اما خب بللخره این هفته که فقط امتحانات مزخرف عمومی را داشتیم با مشقت بسیار تمام شد و احتمالا بعد از چند روز استراحت باید کم کم به فکر برنامه ریزی برای درس توی عید و ... باشم از تمام شدن امروز بسیار بسیار...
-
عقل و قلب
یکشنبه 20 اسفند 1402 20:33
پستی دیدم درمورد عقل و قلب همین چند دقیقه پیش... یاد وضعیت کنونی ام افتادم از یک طرف قلبم خواندن اراجیف دینی یازدهم را قبول ندارد از یک طرف عقلم قبول دارد که باید بخوانمش به خاطر نمره... از طرف دیگر عقل و منطقم بسیاری از اراجیفش را رد میکند اما قلبم دلش میخواهد بعضی را بپذیرد تناقض عجیبیست...
-
پیش ترها
جمعه 18 اسفند 1402 20:58
اسفند ها پیش تر ها زیباتر و خوشبوتر بودند،واقعا اهل اینکه بگم روزهای بدی رو میگذرونم و قبل تر ها زیبا تر بودن نیستم،اگر هم کلمات گاها ناملموس و گاه هم غر مینویسم برای پیروی از مد ناله رواج یافته در بین مردم نیست،از خستگی وتوان کم است! اما این بار واقعا عید بوی عید نداره انگار حرفهایی در مورد این جمله شنیدم که اگر...
-
مهاجرت
سهشنبه 15 اسفند 1402 20:17
از مدرسه که آمدم مامان گفت:پ اینا پس فردا صبح پرواز دارن و دارن از ایران میرن! گفتم چی؟ قرار بود تابستون برن،گفت آره ولی مثل اینکه کارشون یهویی شد و دیگه دارنداینقدرسریع میرن! گفتم امشب یا فردا شب باید ببینمش،یاد ۸ سال پیش افتادم،انگار همین دیروز بود که تو بغل هم از مهاجرت ۴ ساله اونها اشک میریختیم و گریه میکردیم!...
-
ارزش قلم
شنبه 12 اسفند 1402 23:20
همیشه در تمام لحظات زندگیم تا به این لحظه آنچه از قلب بیرون می آید و به نوشته بدل میشده برایم بسیار ارزشمند بوده! و برای تمام کسانی که برایم محترم و عزیز بودند، هر فرصتی را برای نوشتن حتی چند جمله غنیمت شمردم! امروز خیلی غیر منتظره از جانب یک دوست نوشته ای دریافت کردم به همراه یادگاری که برایم بسیار ارزشمنده چون من...
-
چند روز
شنبه 12 اسفند 1402 23:08
چندروزی ننوشتم و کمی نوشتن برایم سخت شده،با این حال باید از اتفاقات نسبتا زیادی که افتاد بنویسم تا فراموش شان نکنم فعلا امروز را مینویسم که زمانی را با دوستان سپری کردیم،هرچند نسبت به پیش صبرم کمتر شده و دیگر اصلا حوصله بحث های روزمره رو ندارم برای همین سعی داشتم بحث رو به موضوعاتی فرای روزمره برسونم که شوخ طبعی یک...
-
تفاوت
یکشنبه 6 اسفند 1402 23:50
دلشتم کمدم رو مرتب میکردم رسیدم به یه کاغذ از پارسال همین روزا که جواب یه سری سوال فلسفی توش بود! سوالاتش رو داشتم یه کاغذ سفید برداشتم بدون دیدن جوابهلی پارسال بهشون جواب دادم و بعد مقایسه کردم تفاوت جواب دو تا سوال خیلی ذهنم رو درگیر کرده! ۱-میتونی بدون دروغ گفتن زندگی کنی؟ پارسال:بله امسال:خیر:) ۲-انچه به پدیده ها...
-
شکستن و پا شدن
شنبه 5 اسفند 1402 17:04