-
حس خوب
دوشنبه 29 خرداد 1402 01:27
خوشه چین استاد بنان و دیگر هیچ:) بستتی یهویی آخر شب امشب میتونه دلیل خوب امروز باشه ولی سکوت سنگین مانع خلوص خوبیش میشه!
-
تعطیلات سیاه
یکشنبه 28 خرداد 1402 16:45
دیشب خواب بدی دیدم،سنگینیش هنوز تو تنمه کلی اتفاق بد تو هم بود هی میام فراموشش کنم نمیتونم:) امروزناهار یه مهمونی اجباری دعوت بودیم و رفتم:) چند صفحه هم کتاب خوندم و الان میخوام بخوابم! امیدوارم بتونم یه فیلم خوب پیدا کنم ببینم!
-
این روزا...
شنبه 27 خرداد 1402 23:09
حالم بده اصن چیه این ادمیزاد نمیدونم بخدا غروب گفتم کی برمیگردیم بابام گفت پس فردا یا سه شنبه! من شدم این الان گفت فرداشب یا پس فردا برمیگردیم بازم اینم از وقتی اومدیم خودمو تیکه پاره کردم که خونه خودمون بمونیم فقط یکی دو روز بریم خونه ی مامان بزرگم امروز برگشتیم بعد ۲ روز و موقع برگشت مثل چی ناراحت بودم! اصن نمیدونم...
-
ثبت خاطره
شنبه 27 خرداد 1402 19:36
قدم زدن زیر بارون با لباس نازک و تابستونی بارون یهویی حرف زدن خندیدن از ته دل موزیکای مورد علاقه طبیعت تمام چیزیست که از این دو روز موند! سخت نگرفتم کمتر غر زدم بیشتر حرف زدم کمتر فکر کردم بیشتر تو لحظه بودم و در نهایت بیشتر زندگی کردم ولی همیشه و همه جا یه غمی تو دلم بود که نمیدونم از کجا نشات میگیره اونم دقیقا وقتی...
-
بغض
پنجشنبه 25 خرداد 1402 23:29
امشب بغضمو دوباره خوردم برای نشدن اونچیزیکه دلم میخواست! کویر پیدا کردن تو شمالم کار سختیه هااااااااا ولی انجامش دادن
-
زیبایی
چهارشنبه 24 خرداد 1402 17:47
لطفا در مورد عمل های زیبایی و اصلاحی با من حرف نزنید،یه طور خیلی غیر مستقیمی منصرف میشید با حرفا و نظراتم
-
روزی دیگر
سهشنبه 23 خرداد 1402 23:47
امروز کتاب جدیدم رو شروع کردم،حول محور امید موزیک گوش دادم فکر کردم پادکستی در مورد کتابی که ادبیاتش چندان مورد علاقه ام نبود به پیشنهاد یه هم نظر گوش دادم مدتی در جمع شلوغی احساس بدی داشتم چند دقیقه ی آخرشب تا حد مرگ و دل درد خندیدم و الان دارم مینویسم! و امروز هم گذشت... (شب اول سفرنامه ی تبعید)
-
خبر خوب
سهشنبه 23 خرداد 1402 16:49
هیچوقت فکر نمیکردم با شنیدن خبر کارنامه دادن اینقدر خوشحال بشم! ولی الان که فهمیدم شنبه ۲۷م کارنامه میدن و تاکید فراوون دارن که فقطططط تو همون تایم بیاید خیلی خوشحالممم و احتمالا یکی دو روز زودتر برمیگردیم:)))
-
سفر یا تبعید
سهشنبه 23 خرداد 1402 14:53
به مدت ۶،۷ روز سفری که بیشتر به تبعید شباهت دارد رو در پیش داریم!سفری که وقتی اسم مقصد میاد همه میگن خوش به حالت یا... ولی من لحظه شماری میکنم برای اتمام این چند روز! سفرنامه ی این سفر رو حتما می نویسم به صورت روزانه!
-
گردشِ روزگار
دوشنبه 22 خرداد 1402 19:08
فکرمیکردم روز اول تموم شدن مدرسه،خیلی بهم خوش بگذره! ولی به گریه زیر دوش و دعوا سر درد خستگی و بی حوصلگی گذشت!
-
فیلم قدیمی
دوشنبه 22 خرداد 1402 16:14
فیلم آب و آتش(۱۳۷۹) رو دیدم جالب بود!
-
دلِ گرفته
دوشنبه 22 خرداد 1402 14:24
اینکه فکر کنی تا وقتی ازت نظر نخواستن نظر ندی و سکوت کنی درواقع داری به طرف مقابلت لطف میکنی و عصبانی شی به خاطرش خیلی دردناکه... از اون بدتر اینه که توهم آزاد بودن و دموکرات بودن هم داری:)
-
تحقیر
دوشنبه 22 خرداد 1402 10:10
من امسال یکبار طوری تحقیر شدم که به فاصله چند ساعت به جرعت ده سال بزرگ تر شدم! و چقدر بده که آدم برای بزرگ شدن و قوی شدن باید تحقیر شه...
-
پایان
دوشنبه 22 خرداد 1402 10:07
برای اولین بار میخوام خوب نبینم،میخوام همه چیو بد ببینم سیاه تر از چییزی که هست! برای بار دهم امتحانات ترم دو تمام شدند! اینکه به عدد ۱۷ فکر میکنم خیلی عجیبه یه زمانی فکر میکردم عدد بزرگیه ولی نیست!اصلا همنیست خیلی هم کوچیکه یه وقتاییم اصلا خودمو یه ادم ۱۷ ساله نمیدونم احساس میکنم تو ۱۲ سالگی گیر کردم شایدم واقعا گیر...
-
انگیزه۱۹
یکشنبه 21 خرداد 1402 22:34
هدف از زندگی در کل پوچه! وسط این پوچی باید یه کاری کرد که حالت بهترشه! پ.ن:برای پرواز هفته ی بعد که میدونه خیلی حالش خوش نیست ولی باید ادامه بده و از تعطیلاتش بهترین استفاده رو کنه.
-
کار مفید
یکشنبه 21 خرداد 1402 19:40
بعد از سالهااااااااا بخشی از کمدمو ریختم بیرون و اساسی مرتب کردم:)همه چی رو بر اساس رنگ چیدم:)) مدت ها بود دلم میخواست این هارمونی رو ایجاد کنم ولی یا وقت نمیشد یا حسش نبود و بلاخره امروز انجامش دادم! دو ساعت طول کشید ولی ارزش شو داشت ایشالا این انرژیو فردا برای مرتب کردن باقی قسمت ها داشته باشم!!!
-
دفاعی
یکشنبه 21 خرداد 1402 17:51
هر چی میخونم،نمیفهمم:) چون نمیخوام که بفهمم:|
-
روز خوب
یکشنبه 21 خرداد 1402 08:52
امتحان جغرافی رو دادم و خداروشکر تقلبام لو نرفت و ازشون استفاده بهینه شد البته یبار حین استفاده یکی از ناظم ها از کنارم رد شد و نمیدونم که ندید یا به روی خودش نیاورد:))) ولی هر چی که بود تموم شد خداروشکر امتحان فردا چرت تر از جغرافیه:دفاعی
-
جغرافی:|
شنبه 20 خرداد 1402 19:59
با سرعت بنز ۶۰ درصدشو خوندم اما برای بقیه ش حسش نیست پس میرم تقلب بنویسم برای اولین بار:)) البته فکر کنم بی عرضه تر از اونی باشم که از پس استفاده کردن از تقلب بر بیام
-
بی نظمی
شنبه 20 خرداد 1402 15:40
میگن بی نظمی آدمو افسرده میکنه،حقیقتا بی نظمی منو تا همین چند ساعت پیش شادتر از روز قبلم میکرد ولی الان اوضاع اتاقم به قدری بهم ریخته س که خودمم کم کم دارم گم میشم توش و عجیب دلم میخواد مرتبش کنم:) ولی خب برنامه م این بود که پس فردا بعد آخرین امتحان مرتبش کنم:)) البته فکر کنم اینکه امروز مرتب کنم به خاطر این اومد تو...
-
شیمی:)
شنبه 20 خرداد 1402 10:19
به سلامتی و دل خوش امتحان شیمی هم تموم شد،هیچ وقت اینقدر واضح تقلب نرسونده بودم به یه نفر نزدیک ۵ نمره رسوندم و کلی استرس کشیدم سرش:))) مرسی از مراقبا که همکاری کردن از اونجایی که از هر دست بدی از همون دست میگیری ایشالا که فردا عزیزان دستگیر بنده توی امتحان مقدس جغرافی باشن:))))) جغرافی خودت و خانواده محترمتو خیلی...
-
جمعه
شنبه 20 خرداد 1402 00:01
یه هفته ی دیگه تموم شد:) نکن ای صبح طلوع نه به خاطر امتحان فردا بلکه به خاطر امتحان پس فردا که باید گریه کرد و خوند،آخه جغرافیم شد درس؟اونم درسی که فقط جزوه داره نه معلم نه کلاس:| البته همون بهتر که نداره به سلامتی همین الان آسمون به حالم گریست و شروع کرد به باریدن ببار ای بارون ببار...
-
خرداد
جمعه 19 خرداد 1402 19:31
به تقویم نگاه کردم دیدم ۱۹ خرداده چندروز پیش یه بنده خدایی تو استوریش گفته بود کاش هیچوقت خرداد زیبا تموم نشه،ولیییییی من هر روز دلم میخواست این ماه تموم شه و از دست امتحانات راحت شم،البته که تو این ماه خییییلی خیییییلی کمتر از طی سال درس خوندم و یه جورایی بیشتر خوش گذروندم و در کنارش امتحان دادم ولی به هرحال مشتاقم...
-
پارسال این موقع
جمعه 19 خرداد 1402 19:29
پارسال تو همچین روزی درگیر امتحان علوم بودم و الان شیمی! خداروشکر زندگیم فعلا تغیییر زیادی نکرده
-
انگیزه۱۸
جمعه 19 خرداد 1402 19:27
خسته نباشییییی بابت تمام کارایی که از صب کردی(البته که صبحت از ساعت ۱ شروع شد و فقط شیمی خوندی تا الان)))) ولی مهم اینه که انجامش دادی دمت گرمممم
-
تجدید خاطره
جمعه 19 خرداد 1402 15:48
حدودا ۶،۷ سال پیش یه مدت نسبتا طولانیی روی آهنگ الکل(تتلو)قفلی شدید زده بودم،درحالیکه این روزا کل پلی لیستم بوی خاک و کهنگی گرفته از بس که قدیمیه و البته قدیمی و با ارزش:) امروز خیلی اتفاقی دوباره شنیدمش و تمام خاطرات برام زنده شدن... یادش بخیر:)
-
امتحان شیمی
جمعه 19 خرداد 1402 02:14
شنبه آخرین شنبه ایه که امتحان دارم و امتحان شیمی دارممم بخشای مربوط به ترم یکو امروز خوندم و ادامش هم فردا،خیلی امتحان سختی نیست و این نکته ی خیلی خوبیه:) از الان که تنها دغدغه م همین امتحان شنبه س و دغدغه ی آنچنانی رو تا به الان احساس نکردم،میگم کاش همیشه همه چی مثل امتحانای مدرسه باشه طوریکه حتی اگر طی ترم نخونی بشه...
-
حس و حالش نبود
جمعه 19 خرداد 1402 00:30
دیروز حس و حال نوشتن نداشتم ولی حالم خوب بود،یه روز معمولی که خیلی زود تموم شد و وقت نشد برای نوشتنش:) ولی یه قسمتش عجیب بود،ساعت۲خوابیدم،داشتم خواب بدی رو خیلی روشن و واضح میدیدم که یک دفعه از صدای رعد و برق وحشتناک توفان امروز از خواب بیدار شدم،هیچ حس خاصی نداشت فقط خواستم ثبتش کنم:))) یه پادکستم از رادیوراه به...
-
بخیر گذشت:)
چهارشنبه 17 خرداد 1402 19:33
خداروشکر اون اتفاق بدنیفتاد و همه چی به خیر گذشت... چه بارون خوبیم گرفت کلی زیر بارون قدم زدم و فکر کردم تازه یه نون بربریم گرفتم و زیر بارون چقدر چسبید چندتا تیکه ی کوچیکی که ازش خوردم. حس قشنگی داشت،خیییلی قشنگ:)
-
شروع دوباره و عدم موفقیت:)
چهارشنبه 17 خرداد 1402 12:15
امروز پر انرژی بیدار شدم و رفتم مدرسه تا امتحان مسخره ی سواد رسانه رو بدم،امتحانو دادم تقریبا یه ربع بیست دیقه ای تو حیاط بودم تا بعدش برم خونه تو این فاصله هم کلی با یه سری از بچه ها حرف زدیم و یه بستنی مهمونم کردن و همین محبت شون اتفاق خیلی خوبی بود برای امروز:) همه چی داشت خوب پیش میرفت تا اینکه یه اتفاق بد افتاد:)...